نگاشته شده توسط: :) | سپتامبر 9, 2009

 

خوبم اما دلم هیچوقت اینقدر هوای بودن ِ کسی را نکرده بود…کسی که نیست،کسی که هیچوقت نبوده است…خوبم اما از شما چه پنهان گاهی فکر می کنم» تنهایی» خوش نمی گذرد…نه که خوش نباشم، نه …ولی گاهی …فکر می کنم چه فرصتهایی بود که رفت برای دوتایی نفس کشیدن توی غروب شرجی ی این سرزمین دور…که چه همه قایق میشد سوار شد زیر نور ماه…فکر میکنم به دراز کشیدن روی ماسه های گرم در پناه شانه هایی آرام…

…خوشم…که قدم میزنم روی ساحل نرم با هجوم گاه به گاه بوسه ی موج…

و فکر می کنم شاید هم روزی دلم تنگ بشود برای خود ِ تنهایی هایم

Advertisements

Responses

  1. میاد موقعش که بشه دخترکم :***

  2. پس هوا حسابی دونفره است ؛)


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: