نگاشته شده توسط: :) | مه 15, 2009

بوی شرجی

 

میگه عجب جهنمیه! گرمه،دارم ذوب میشم…

میگم بو بکش،ببین بوی شرجی میاد

میگه مگه شرجی دوست داری؟

میگم اینجا رو با همه ی گرما و شرجیش دوست دارم

میگم اصلا اینجا باید شرجی باشه تا دوستش داشته باشم

 

بی صبرانه منتظر شرجی ِ وسط مردادم

که قطره های آب مثل شبنم روی پوست لختت میشینه

که وقتی نفس میکشی ریه هات رو از بخار دریا پر و خالی می کنی

 

عاشقشم ♥

Advertisements

Responses

  1. عزیزمی :*


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: