نگاشته شده توسط: :) | نوامبر 17, 2008

دو ساعت

 

دو تا پیرمرد و پیرزن گوگوری بودن که داشته ن عشقولانه برای خودشون راه میرفته ن که یه موتوری دوپشته زده بود بهشون ،اونکه ترک نشسته بود افتاده بود و راننده در رفته بود! تمام متاکارپهای پیرمرده خرد شده بود و پوست و بافت زیر جلد دستش هم غلفتی کنده شده بود و آناتومی عروق و اعصاب مشخص بود(بعد از عمل شنیدم فقط دستش 300 تا بخیه خورده!)،بازو و اسکاپولاش هم تکه تکه شده بود ،پای چپش هم شکسته بود…پیرزنه هم در همین حد درب و داغون بود هر دقیقه هم یه جای جدیدش باد میکرد! عجیب تحمل این دوتا بود که طفلکی ها صداشون در نمیومد…موتوریه هم اونطرف confused پلیس هم اومده بود بازپرسی می کرد که راننده رو لو بده هی هم میومد به من می گفت دکتر این رو مرخص نکنی ها دوستش رو لو نمیده!

یه کارگری هم از ارتفاع افتاده بود و علاوه بر شکستگی دنده و ساق پا مشکوک بودم یکی از مهره های پشتیش هم شکسته باشه ولی معاینه عصبیش نرمال بود.

یه خانمی رو آوردن که تو خیابون تشنج کرده بود،سابقه ی تشنج هم داشت و دارو مصرف می کرد،حالش خوب بود اون موقع ولی فشارش 21 بود،گفتم بذار سرم TNG بذارم فشارش که یک کم بهتر شد فنی توئین رو شروع می کنم.

همین موقع یه پسری رو آوردن که ساعدش رفته بود لای پرس و علاوه بر شکستگی دوبل بازی که داشت نبض هاش هم ضعیف لمس میشد.مشاوره ی اون رو هم نوشتم و زنگ زدم ارتوپدمون بیاد همه ی مریض هاش رو یکباره ببینه.چند تا مریض سرپایی هم داشتن برای خودشون اون وسط ها می پلکیدن! یه بچه ی کوچک هم آوردن که تیغ ماهی گیر کرده بود پشت لوزه اش،نوکش رو میدیدم ها ولی تا میومدم با پنس بگیرمش سرش رو تکون میداد و تیغه در میرفت.منم هر چی می گفتم این بچه س نمیذاره ،ببرینش پیش ENT مامانش می گفت حالا خودتون یه کاریش بکنین!

یهو اون خانمه شروع کرد به تشنج کردن.من زودی air way  گذاشتم و دیازپامش رو هم زدیم و کنترل شد ولی من همه ش ناراحت بودم یعنی باید فنی توئینش رو زودتر شروع می کردم؟ اما هنوز فشارش بالا بود گفتم فنی توئین رو تو 100 سی سی N/S بریزن ولی با سرعت آهسته بدن یکی از بهیارها رو هم گفتم وایسه بالای سرش.(والا اونجا ما سرم TNG میذاریم میگیم 5 میکرو بره نیم ساعت میریم و میایم می بینیم خالی شده! می ترسیدم حجم بالا بدم زود بره فشارش بدتر بشه از اونور هم حجم کم بدی باز سریع بره لود دارو یهو زیاد میشه…بدبختیه ها!)

تمام تخت ها پر شده بود، همه ی اینها یک طرف تصور کنین هر مریض ترومایی رو باید سه بار می فرستادم رادیولوژی تا درست گرافی بگیرن! فکرش رو بکنین مریض چونه ش laceration داره پانسمان کردیم فرستادیم یه skull برا من گرفته که چونه توش نیست! مریض رو مشکوکم به پنوموتوراکس CXR نوشتم اومده می بینم کادر chest معلوم نیست! گرافی انگشت پنجم می خوام یه کف دست گرفته که همه ی انگشتها رو داره جز اونی که باید! Knee-leg می خوام یه knee جدا گرفته یه leg جدا…زنگ میزنم این چه وضعشه هر هر می خنده طوری که نیست دوباره بفرستین بگیرم! فکرش رو بکن مریض multiple trauma ای که اصلا جابه جا کردنش خطرناکه سه بار فرستاده م برای یه گرافی پروگزیمال فمور! زنگ میزنم میگم پاشو بیا اینجا…این چیه؟ این پروگزیمال فموره؟ عکس از نیمه ی فمور به پایین گرفته! میگه آخه بالاش تو عکس لگنش پیدا بود گفتم از اونجا به بعدش رو بگیرم…سخت نگیرین خانم دکتر معلومه شکسته دیگه اینه ها! ای بابا من عکس نگرفته هم میدونستم شکسته ،ارتوپد که میاد می خواد اینو ببره اتاق عمل یه نمای درست می خواد.نه نصف شکستگی تو این عکس نصفش تو اون عکس اونم دو تا عکس با زوایای مختلف!!

از اون به بعد علاوه بر order یک کاغذ هم می فرستادم همراه هر مریض رادیولوژی که مثلا: لطفا گرافی knee-leg یعنی از بالای زانو تا وسط ساق پا در یک عکس باشد …یا CXR ایستاده،لطفا نمای دیافراگم در عکس پیدا باشد هوای زیر دیافراگم را می خواهم ببینم! (فکر می کنین چی برام گرفت؟ abdomen!)…

ارتوپد اومد،کارگره مهره ش شکسته بود و با اونیکی که نبضش ضعیف بود قرار شد اعزام بشن،داشتیم پای پیرمرده رو آتل گچی می گرفتیم که نگهبان اومد گفت دارن یکی رو میارنن که پا نداره!!!! دکتر آتل رو سفت نگه داشت گفت شما برین سراغ اونی که پا نداره! من رفتم،یه پسر جوونی بود که هی داد میزد بیهوشم کنیییییییییییین بیهوشم کنییییییییییییین آآآآآآآآآآآی! با اینکه فمورش دو نصف شده بود ولی پا داشت! گفتم شلوارش رو پاره کنین اومدم دستکش بپوشم که یه برانکارد دیگه اومد تو…این یکی یه دختر 16 ساله با آنومالی مادرزادی بود که با کاهش هوشیاری آورده بودن.chest اش کاملا دفرمه بود و وقتی خواستم مردمکهاش رو ببینم دیدم قرنیه ش هم دو طرفه کدره.تو خونه تشنج کرده بود و اولین بارش هم بود،به تحریک دردناک هم جواب نمیداد.مامانش هم نشسته بود بالای سرش عوض اینکه به سوالهای من جواب بده زار زار گریه می کرد.order ش رو سریع نوشتم،کوکتل کوما و اکسیژن و پالس اکسی متر و دیازپام stand by و air way هم نوشتم داشته باشه و ترشحاتش ساکشن بشه وسرم فنی توئین و آزمایشات و  , ABG…وایسادم تا پالس رو وصل کردن و قند و نالوکسان رو هم زدن و برگشتم سراغ بقیه…اونی که پا نداشت! رو stable کردیم و کارهای اعزام اون دو تا رو انجام دادم و چند تا مریض سرپایی دیدم و اومدم برم به دختره سر بزنم که دیدم مامانش داره جیغ میزنه.دویدم رفتم بالای سرش دیدم تشنج می کنه.خواستم airway بذارم دیدم نه airway بالا سرش هست نه دیازپام! دو تا داد کشیدم که دیازپام دیدم نخیر! دویدم از ترالی وسیله برداشتم آوردم که دیگه بقیه هم اومدن،دختره زبانش کاملا راه هواییش رو بسته بود و سیاهِ سیاه شده بود،تا دیازپام رو میزدن به هر بدبختی بود airway رو فرستادم تو که بلافاصله رنگش برگشت…خیلی ناراحت بودم چون بعد از نیم ساعت هیچکدوم از order هاش اجرا نشده بود،هیچی نگفتم چون نمی خواستم بعد از یه روز پرکارحال پرسنل رو بگیرم با اینکه حق داشتم و شاید هم باید اعتراض می کردم…آخر شیفت یکی از بچه های جدید اومده بود که مثلا با جو اورژانس آشنا بشه.طفلک هاج و واج مونده بود و آب دهنش رو قورت میداد! …همه ش دو ساعت از ورود اون پیرمرد و پیرزن گوگوری گذشته بود…

 

فردا صبح رفتم سراغ مدیر بیمارستان تا از رادیولوژی شکایت کنم،گفتم دکتر من یه درد دل دارم،حقیقتش ما خیلی با رادیولوژی مشکل داریم…هنوز حرفم تموم نشده بود که گفت بله خانم دکتر اتفاقا اونها هم با  پزشکها مشکل دارن! یه نامه آورده ن به من نشون داده ن اتفاقا order خود شما هم بوده یه چیزی تو این مایه ها که یه عکس بگیرین از کجا تا کجای استخوان پیدا باشه یا یه همچین چیزی! :o  

!!!

 

 

مصائب مسیح؟ از مصائب من کی فیلم میسازه؟

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: